خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ، و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ، و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید . [نهج البلاغه]
 
یادداشت ثابت - یکشنبه 93 خرداد 12 , ساعت 7:49 عصر

آرزو دارم اگر گل نیستم خاری نباشـم          بار بردار ار ز دوشی نیستم باری نباشم

گر نگشتم دوست با صاحبدلی دشمن نگردم   بوسـتان بهـر خلیل ار نیستم ناری نباشـــم

گر که نتوانم ستانم داد مظلومی ز ظالم         باز آن خواهم که همکار ستمکاری نباشم

نیستم گـر نوشــدارویی برای دردمنــدی        نیز با بی دست و پایی نیش جراری نباشم

گــر نریزم آب رحمت از سبویی در گلویی       دلخوشم گر خنجری بر قلب افگاری نباشم

گر پری بگشوده دارم همچو کبک کوهساری     طعنه زن بر خــواری مرغ گرفتاری نباشــم